تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧
قطع بايد تفاوتهائى داشته باشند تا بتوانند دو نفر باشند و اين تفاوت سرانجام كار خود را خواهد كرد، و اثرش را در نوشتههاى آنها خواهد گذاشت.
حال هر قدر اين كتاب، بزرگتر و مفصلتر باشد و در موضوعات متنوعترى بحث كند، زودتر اين ناهماهنگى احساس مىشود.
كتاب بزرگ عالم آفرينش، كه عظمتش به قدرى است كه ما با تمام وجودمان در لابلاى عباراتش گم مىشويم، نيز مشمول همين قانون است.
درست است كه ما حتى در تمام عمر، نمىتوانيم تمام اين كتاب را مطالعه كنيم، اما با همين اندازه مطالعه كه توفيق آن نصيب ما و كل دانشمندان جهان شده است، در مىيابيم آن چنان هماهنگى دارد كه از وحدت مؤلف به خوبى حكايت مىكند.
هر چه اين كتاب عجيب را ورق مىزنيم در همه جا آثار يك نظم عالى، انسجام و هماهنگى غير قابل توصيف، در ميان كلمات و سطور و صفحاتش مشاهده مىكنيم.
اگر در اداره اين جهان و نظامات آن، ارادهها و مبدأهاى متعددى دخالت داشت اين هماهنگى امكانپذير نبود.
راستى چرا دانشمندان فضائى مىتوانند سفينههاى فضاپيما را با دقت كامل به فضا بفرستند؟ و قايق ماهنشين آن را دقيقاً در همان محلى كه از نظر علمى پيشبينى كردهاند فرود آورند؟ سپس آن را از آنجا حركت داده در محل پيشبينى شده در زمين پائين بياورند؟!
آيا اين دقت محاسبات به خاطر اين نيست كه نظام حاكم بر كل هستى- كه پايه محاسبات اين دانشمندان است- دقيق، منسجم و هماهنگ است كه اگر يك ذره ناهماهنگى (از نظر زمان يك صدم ثانيه) كم و زيادى در آن بود تمام