تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤
بايد توجه داشت كلمه «وِرْد» به معنى گروه انسانها يا حيواناتى است كه وارد آبگاه مىشوند، و از آنجا كه چنين گروهى حتماً تشنهاند، مفسران اين تعبير را در اينجا به معنى تشنهكامان گرفتهاند.
چقدر فاصله است ميان كسانى كه آنها را با عزت و احترام به سوى خداوند رحمان مىبرند، فرشتگان به استقبالشان مىشتابند و بر آنها سلام و درود مىفرستند و گروهى كه آنها را همچون حيوانات تشنهكام به سوى آتش دوزخ مىرانند، در حالى كه سر بزيرند، شرمسار و رسوا و بىمقدار؟
***
و اگر تصور كنند كه در آنجا از طريق شفاعت، مىتوانند به جائى برسند، بايد بدانند: «آنها هرگز مالك شفاعت در آنجا نيستند» «لايَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ».
نه كسى از آنها شفاعت مىكند، و به طريق اولى قادر بر آن نيستند كه از كسى شفاعت كنند.
«تنها كسانى مالك شفاعتاند كه در نزد خداوند رحمان، عهد و پيمانى دارند» «إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً».
تنها اين دستهاند كه: مشمول شفاعت شافعان مىشوند و يا مقامشان از اين هم برتر است، و توانائى دارند از گنهكارانى كه لايق شفاعتاند شفاعت كنند.
***
معنى «عهد» چيست؟
در اين كه منظور از «عهد»، در آيه فوق كه مىگويد: «تنها كسانى مالك شفاعتاند كه نزد خدا عهدى دارند»، چيست؟ مفسران بحثهاى فراوانى كردهاند:
بعضى گفتهاند: «عهد» همان ايمان به پروردگار، اقرار به يگانگى او و