تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨
دنبال آن، تأكيدى بر نفى ظلم «فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ» و از آن پس ذكر كلمه «شَيْئاً» (هيچ چيز) و بعد مثال زدن به «دانه خردل» و سرانجام جمله «وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ» (كافى است كه ما حسابگر باشيم).
همه اينها دليل بر آن است كه حساب روز قيامت، فوق العاده دقيق و خالى از هر گونه ظلم و ستم مىباشد.
در اين كه منظور از ترازوى سنجش چيست؟ بعضى چنين پنداشتهاند: در آنجا ترازوهائى همچون ترازوهاى اين دنيا نصب مىشود، و به دنبال آن چنين فرض كردهاند: اعمال انسان در آنجا داراى سنگينى و وزن است، تا قابل توزين با آن ترازوها باشد.
ولى حق اين است كه «ميزان» در اينجا به معنى «وسيله سنجش» است و مىدانيم هر چيزى وسيله سنجشى متناسب خود دارد، مثلًا «ميزان الحراره» (گرما سنج) «ميزان الهوا» (هواسنج) و ميزانهاى ديگر، هر يك هماهنگ با موضوعى است كه مىخواهند آن را به وسيله آن بسنجند.
در احاديث اسلامى مىخوانيم: ميزانهاى سنجش در قيامت، پيامبران، امامان، پاكان و نيكانى هستند كه در پرونده اعمالشان نقطه تاريكى وجود ندارد. «١»
در زيارتنامه امام امير مؤمنان عليه السلام مىخوانيم: السَّلامُ عَلى مِيْزانِ الْا عْمالِ: «سلام بر ميزان سنجش اعمال»! «٢»
ذكر «مَوازِين» به صورت «جمع» (جمع ميزان) نيز ممكن است اشاره به همين معنى باشد؛ چرا كه مردان حق هر يك ميزان سنجشى هستند براى اعمال انسانها، به علاوه گر چه همه ممتازند ولى هر يك از آنها امتياز ويژهاى دارند كه