تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧
اما خداوند به آنها به طور قاطع «فرمود: شما هرگز نترسيد، من خود با شما هستم مىشنوم و مىبينم» «قالَ لاتَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى».
بنابراين، با وجود خداوند توانائى كه همه جا با شما است و به همين دليل همه چيز، همه سخنها را مىشنود، و همه چيز را مىبيند و حامى و پشتيبان شما است، ترس و وحشت معنائى ندارد.
***
پس از آن دقيقاً چگونگى پياده كردن دعوتشان در حضور فرعون را در پنج جمله كوتاه، قاطع و پرمحتوا براى آنها بيان مىفرمايد، كه: يكى، مربوط به اصل مأموريت است و ديگرى، بيان محتواى مأموريت و سومى، دليل و سند و چهارمى، تشويق پذيرندگان و سرانجام، تهديد مخالفان.
نخست مىگويد: «شما به سراغ او برويد و به او بگوئيد ما فرستادگان پروردگار توئيم» «فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ».
جالب اين كه: به جاى پروردگار ما، مىگويد پروردگار تو، تا عواطف فرعون را متوجه اين نكته سازند كه او پروردگارى دارد و اينها نمايندگان پروردگار اويند، ضمناً به طور كنايه به او فهمانده باشند كه ادعاى ربوبيت از هيچ كس صحيح نيست و مخصوص خدا است.
ديگر اين كه: «بنى اسرائيل را همراه ما بفرست و آنها را اذيت و آزار مكن» «فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ».
درست است كه دعوت موسى عليه السلام تنها براى نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان نبوده، بلكه به گواهى ساير آيات قرآن، به منظور نجات خود فرعون و فرعونيان از چنگال شرك و بتپرستى نيز بوده است، ولى اهميت اين موضوع و ارتباط منطقى آن با موسى عليه السلام سبب شده است كه او مخصوصاً انگشت روى اين