تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٩
اين كه مىبينيد»؟! «أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ».
گفتيم: اين سوره در «مكّه» نازل شده، و در آن ايام، دشمنان اسلام كاملًا نيرومند بودند، پس چه لزومى داشت كه سخنان خود را مخفى كنند، حتى نجواهايشان را، (توجه داشته باشيد قرآن مىگويد: سخنان درگوشى را پنهان مىكردند).
اين ممكن است به خاطر آن باشد كه آنها در مسائلى كه جنبه توطئه و نقشه داشت به مشورت مىپرداختند تا در برابر توده مردم با طرح واحدى در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله بايستند.
به علاوه آنها از نظر قدرت و زور، مسلماً جلو بودند ولى از نظر منطق و قدرت نفوذ كلام، برترى با پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان بود، و همين برترى سبب مىشد كه آنها براى انتخاب برچسبها و پاسخهاى ساختگى در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله به مشورتهاى نهانى بنشينند.
به هر حال، آنها در اين گفتارشان روى دو چيز تكيه داشتند: يكى بشر بودن پيامبر صلى الله عليه و آله و ديگرى برچسب سحر، و در آيات بعد برچسبهاى ديگرى نيز مطرح خواهد شد كه قرآن به پاسخ آنها مىپردازد.
***
ولى قرآن نخست به صورت كلى به آنها از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله چنين پاسخ مىگويد: «پروردگار من هر سخنى چه در آسمان باشد، و چه در زمين مىداند» «قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْا رْضِ».
چنين تصور نكنيد كه سخنان مخفيانه و توطئههاى پنهانى شما بر او مخفى باشد، «چرا كه او هم شنوا است و هم دانا» «وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ».
او همه چيز را مىداند و از همه كار با خبر است، نه تنها سخنان را مىشنود،