تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨
«فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً».
هنگامى كه چشمش به آن صحنه بسيار زننده گوسالهپرستى افتاد، «فرياد برآورد اى قوم من! مگر پروردگار شما وعده نيكوئى به شما نداد» «قالَ يا قَوْمِ أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً».
اين وعده نيكو، يا وعدهاى بوده كه در زمينه نزول «تورات» و بيان احكام آسمانى در آن، به بنى اسرائيل داده شده بود.
يا وعده نجات و پيروزى بر فرعونيان و وارث حكومت زمين شدن.
و يا وعده مغفرت و آمرزش براى كسانى كه توبه كنند، ايمان و عمل صالح داشته باشند و يا همه اين امور.
سپس افزود: «آيا مدت جدائى من از شما به طول انجاميده»؟! «أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ».
اشاره به اين كه: بر فرض كه مدت وعده بازگشت من از سى روز، به چهل روز تمديد شد، اين، زمانى طولانى نيست، آيا شما نبايد در اين مدت كوتاه، خودتان را حفظ كنيد؟ حتى اگر سالها من از شما دور بمانم آئين خدا را كه به شما تعليم دادهام، و معجزاتى را كه با چشم خود مشاهده كردهايد، بايد بر شما حاكم باشد.
«يا با اين عمل زشت خود مىخواستيد، غضب پروردگارتان بر شما نازل شود كه با وعده من مخالفت كرديد» «أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي». «١»
من با شما عهد كرده بودم كه: بر خط توحيد و راه اطاعت خالصانه پروردگار