تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧
٨٧ وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
٨٨ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
ترجمه:
٨٧- و ذوالنون (يونس) را (به ياد آور) در آن هنگام كه خشمگين رفت؛ و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت؛ (اما موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ى متراكم) صدا زد: « (خداوندا!) جز تو معبودى نيست؛ منزهى تو! من از ستمكاران بودم»!
٨٨- ما دعاى او را به اجابت رسانديم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشيديم؛ و اين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم!
تفسير:
نجات يونس عليه السلام از آن زندان وحشتناك
اين دو آيه، نيز گوشهاى از سرگذشت پيامبر بزرگ «يونس» را بيان مىكند.
نخست مىگويد: «ذا النون را به ياد آر، هنگامى كه بر قوم بتپرست و نافرمان خويش غضب كرد و از ميان آنها رفت» «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً».
«نون» در لغت، به معنى ماهى عظيم، يا به تعبير ديگر، نهنگ يا وال است بنابراين ذا النون يعنى صاحب نهنگ، و انتخاب اين نام، براى «يونس» به خاطر ماجرائى است كه بعداً به خواست خدا به آن اشاره خواهيم كرد.
به هر حال، «او گمان مىكرد: ما زندگى را بر او تنگ نخواهيم كرد» «فَظَنَّ أَنْ