تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢
تفسير:
عصاى موسى و يد بيضا
بدون شك پيامبران براى اثبات ارتباط خود با خدا، نياز به معجزه دارند و گرنه هر كس مىتواند دعوى پيامبرى كند، بنابراين، شناخت پيامبران راستين از دروغين، جز از طريق معجزه ميسّر نيست.
اين معجزه مىتواند در محتواى دعوت و كتاب آسمانى پيامبر باشد، و نيز مىتواند، امور ديگرى از قبيل معجزات حسى و جسمى باشد به علاوه معجزه، در روح خود پيامبر نيز مؤثر است و به او قوت قلب، قدرت ايمان و استقامت مىبخشد.
به هر حال، موسى عليه السلام پس از دريافت فرمان نبوت، بايد سند آن را هم دريافت دارد، لذا در همان شب پر خاطره، موسى عليه السلام دو معجزه بزرگ از خدا دريافت داشت.
قرآن اين ماجرا را چنين بيان مىكند:
خداوند از موسى سؤال كرد: «چه چيز در دست راست تو است اى موسى»؟! «وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى».
اين سؤال ساده كه توأم با لطف و محبت است علاوه بر اين كه موسى را كه طبعاً در آن حال غرق طوفانهاى روحانى شده بود، آرامش بخشيد، مقدمهاى بود براى بازگو كردن يك حقيقت بزرگ.
***
موسى در پاسخ «گفت: اين قطعه چوب، عصاى من است» «قالَ هِيَ عَصايَ».