تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦
يك جا از او درخواست كرد، و او نيز مهمانش را بىنهايت گرامى داشت و همه خواستههاى او را در يك جمله كوتاه با ندائى حياتبخش اجابت كرد، بىآن كه در آن قيد و شرط يا چون و چرائى كند، و با تكرار نام موسى عليه السلام كه هر گونه ابهامى را از دل مىزدايد آن را تكميل فرموده، و چه شوقانگيز و افتخار آفرين است كه نام بنده در گفتار مولى تكرار گردد.
***
نكتهها:
١- شرائط رهبرى انقلاب
بدون شك، دگرگونى بنيادى در نظام جوامع بشرى و تغيير ارزشهاى مادى و شركآلود، به ارزشهاى معنوى و انسانى، مخصوصاً در آنجا كه راه آن از ميان قلمرو فراعنه و خودكامگان مىگذرد، كار سادهاى نيست، نياز به آمادگى روحى و جسمى، قدرت تفكر و نيروى بيان، روشنى راه، امدادهاى الهى، و داشتن يار و ياور مورد اطمينان و قدرتمند دارد.
اينها همان امورى است كه موسى عليه السلام در تقاضاهاى نخستين خود در همان آغاز رسالت بزرگ، از خداى خود خواست. اينها خود بيانگر آن است كه موسى عليه السلام حتى قبل از نبوت، روحى بيدار و آماده داشت.
و نيز روشنگر اين حقيقت است كه: به ابعاد مسئوليتش به خوبى واقف بود، و مىدانست در آن شرائط خاص، بايد با چه ابزارى به ميدان برود، تا توانائى مبارزه با نظامهاى فرعونى داشته باشد.
و اين الگوئى است براى همه رهبران الهى در هر عصر و زمان، و براى همه رهروان اين راه.
***