تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦
٩٥ وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لايَرْجِعُونَ
٩٦ حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ
٩٧ وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ
ترجمه:
٩٥- و حرام است بر شهرها و آبادىهائى كه (بر اثر گناه) نابودشان كرديم (كه به دنيا باز گردند؛) آنها هرگز باز نخواهند گشت!
٩٦- تا آن زمان كه «يأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند؛ و آنها از هر محل مرتفعى به سرعت عبور مىكنند.
٩٧- و وعده حق (قيامت) نزديك مىشود؛ در آن هنگام چشمهاى كافران از وحشت از حركت باز مىماند؛ (مىگويند:) اى واى بر ما كه از اين (جريان) در غفلت بوديم؛ بلكه ما ستمكار بوديم!
تفسير:
كافران در آستانه رستاخيز
در آخرين آيات بحث گذشته، سخن از «مؤمنان نيكوكار و صالح العمل» بود، و در نخستين آيه مورد بحث، به افرادى اشاره مىكند كه در نقطه مقابل آنها قرار دارند، آنها كه تا آخرين نفس به ضلالت و فساد ادامه مىدهند.
مىفرمايد: «و حرام است بر شهرهائى كه آنها را به جرم گناهانشان نابود كرديم به دنيا بازگردند آنها هرگز باز نخواهند گشت» «وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها