تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٨
شخص كاتب تدريجاً آن را از يك طرف مىگشود، و مطالب مورد نظر را روى آن مىنوشت و بعد از پايان كتابت نيز آن را مىپيچيدند و كنار مىگذاشتند و لذا هم نامهها و هم كتابهايشان شكل طومار داشت اين طومار، «سجل» ناميده مىشد كه براى كتابت از آن استفاده شده بود.
در اين آيه تشبيه لطيفى نسبت به درنورديدن طومار عالم هستى در پايان دنيا شده است، در حال حاضر اين طومار گشوده است و تمام نقوش و خطوط آن خوانده مىشود و هر يك در جائى قرار دارد، اما هنگامى كه فرمان رستاخيز فرا رسد، اين طومار عظيم با تمام خطوط و نقوشش، در هم پيچيده خواهد شد.
البته پيچيدن جهان، به معنى فنا و نابودى آن نيست چنان كه بعضى پنداشتهاند بلكه، به معنى درهم كوبيده شدن و جمع و جور شدن آن است.
به تعبير ديگر شكل جهان به هم مىخورد، اما مواد آن نابود نمىشود، اين حقيقتى است كه از تعبيرات مختلف در آيات معاد (مخصوصاً بازگشت انسان از استخوان پوسيده و از قبرها) به خوبى مشاهده مىشود.
سپس اضافه مىكند: «همان گونه كه ما در آغاز آن را ايجاد كرديم باز هم برمىگردانيم» و اين كار مشكل و سختى در برابر قدرت عظيم ما نيست «كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ».
در حقيقت اين تعبير شبيه تعبيرى است كه در آيه ٢٩ سوره «اعراف» آمده است: كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ: «همان گونه كه شما را در آغاز ايجاد كرد، باز مىگرديد».
و يا همانند: وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ: «او كسى است كه آفرينش را ايجاد كرد سپس آن را بازمىگرداند و اين بر او آسانتر