تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٧
تفسير:
معيشت ضنك!
با اين كه توبه آدم عليه السلام پذيرفته شد، اما كارى كرده بود كه بازگشت به حال نخستين، امكانپذير نبود، لذا خداوند «به او و حوا دستور داد هر دو- و همچنين شيطان همراه شما- از بهشت به زمين هبوط كنيد» «قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً».
«در حالى كه دشمن يكديگر خواهيد بود» «بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ».
اما به شما اخطار مىكنم: راه سعادت و نجات به رويتان گشوده است «هر گاه هدايت من به سراغ شما بيايد هر كدام از شما كه از اين هدايت پيروى كند نه گمراه مىشود و نه شقاوتمند» «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُّ وَ لايَشْقى».
***
و براى اين كه تكليف آنها كه فرمان حق را فراموش مىكنند، نيز روشن گردد اضافه مىكند: «و كسى كه از ياد من روىگردان شود، زندگى سخت و تنگى خواهد داشت» «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً».
«و در قيامت او را نابينا محشور مىكنيم» «وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى».
***
در آنجا «عرض مىكند: پروردگارا! چرا مرا نابينا محشور كردى در حالى كه قبلًا بينا بودم»؟! «قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً».
***
و بلافاصله پاسخ مىشنود: «اين به خاطر آن است كه آيات ما به سراغ تو آمد، همه را به دست فراموشى سپردى، از مشاهده آن چشم پوشيدى و تو امروز به دست فراموشى سپرده خواهى شد» «قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ