تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥
٤- (پيامبر) گفت: «پروردگارم همه سخنان را، چه در آسمان باشد و چه در زمين، مىداند؛ و او شنوا و داناست»!
٥- آنها گفتند: « (آنچه محمّد صلى الله عليه و آله آورده وحى نيست؛) بلكه خوابهائى آشفته است! اصلًا آن را به دروغ به خدا بسته؛ نه، بلكه او يك شاعر است! بايد معجزهاى براى ما بياورد؛ همان گونه كه پيامبران پيشين (با معجزات) فرستاده شدند»!
تفسير:
بهانههاى رنگارنگ
اين سوره- همان گونه كه اشاره كرديم- با يك هشدار نيرومند به عموم مردم آغاز مىشود، هشدارى تكاندهنده و بيداركننده، مىگويد: «حساب مردم به آنها نزديك شده، در حالى كه در غفلتاند و روىگردانند» «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ».
عمل آنها نشان مىدهد كه: اين غفلت و بىخبرى سراسر وجودشان را گرفته است، و گرنه چگونه ممكن است انسان ايمان به نزديكى حساب، آن هم از حسابگرى فوق العاده دقيق، داشته باشد، و اين چنين همه مسائل را سرسرى بگيرد و آلوده هر گونه گناه باشد؟.
كلمه «اقْتَرَبَ» تأكيد بيشترى از «قرب» دارد، و اشاره به اين است كه اين حساب بسيار نزديك شده.
تعبير به «ناس» گر چه ظاهراً عموم مردم را شامل مىشود و دليل بر آن است كه همگى در غفلتاند ولى بدون شك، هر گاه كه سخن از توده مردم گفته مىشود، استثناهائى وجود دارد، و در اينجا گروه بيدار دلى را كه هميشه در فكر حسابند و براى آن آماده مىشوند، بايد از اين حكم مستثنى دانست.