تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨
مسأله بگذارد چرا كه استثمار و به بردگى كشيدن بنى اسرائيل، با آن همه شكنجه و آزار، مطلبى نبوده است كه قابل توجيه باشد.
سپس اشاره به دليل و مدرك خود كرده، مىگويد: به او بگوئيد «ما نشانهاى از پروردگارت براى تو آوردهايم» «قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ».
ما بيهوده سخن نمىگوئيم و بىدليل حرفى نمىزنيم، بنابراين، به حكم عقل، لازم است لااقل در سخنان ما بينديشى و اگر درست بود، بپذيرى.
از آن پس به عنوان تشويق مؤمنان اضافه مىكنند: «درود بر آنها كه از هدايت پيروى مىكنند» «وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى».
اين جمله، ممكن است به معنى ديگرى نيز اشاره باشد، و آن اين كه:
سلامت در اين جهان و جهان ديگر از ناراحتىها، رنجها و عذابهاى دردناك الهى، و مشكلات زندگى فردى و اجتماعى از آن كسانى است كه از هدايت الهى پيروى كنند و اين در حقيقت، نتيجه نهائى دعوت موسى عليه السلام است.
***
سرانجام، عاقبت شوم سرپيچى از اين دعوت را نيز به او بفهمانيد و بگوئيد:
«به ما وحى شده است كه عذاب الهى دامان كسانى را كه تكذيب آياتش كرده و از فرمانش سرپيچى نمايند خواهد گرفت»! «إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنا أَنَّ الْعَذابَ عَلى مَنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى».
ممكن است توهم شود: ذكر اين جمله با گفتار ملايمى كه به آن مأمور بودند تناسب ندارد، ولى اين اشتباه است، چه مانعى دارد كه يك طبيب دلسوز با لحن ملايم به بيمارش بگويد، هر كس از اين دارو استفاده كند، نجات مىيابد و هر كس نكند مرگ دامانش را خواهد گرفت.
اين بيان، نتيجه برخورد مناسب با يك واقعيت است و تهديد خاص و