تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠
اما مفهوم اين سخن آن نيست كه حكم داود اشتباه و نادرست بوده، چرا كه بلافاصله اضافه مىكند: «ما به هر يك از اين دو، آگاهى و شايستگى داورى و علم بخشيديم» «وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً».
سپس به يكى ديگر از مواهب و افتخاراتى كه خدا به داود عليه السلام داده اشاره كرده مىفرمايد: «ما كوهها را مسخر ساختيم كه همراه داود تسبيح مىگفتند و همچنين پرندگان را» «وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ».
اينها در برابر قدرت ما چيز مهمى نيست «ما قادر بر انجام اين كار بوديم» «وَ كُنَّا فاعِلِينَ».
همصدائى كوهها و پرندگان با داود عليه السلام
در اين كه همصدا شدن كوهها و پرندگان با داود عليه السلام به چه صورت بوده، در ميان مفسران گفتگو است:
١- گاه احتمال داده مىشود: اين صداى پر طنين، گيرا و جذاب داود عليه السلام بود كه در كوهها منعكس مىشد و پرندگان را به سوى خود جذب مىكرد.
٢- گاه گفتهاند: اين تسبيح يك نوع تسبيح توأم با درك و شعور است كه در باطن ذرات عالم وجود دارد؛ زيرا طبق اين نظر تمامى موجودات جهان از يك نوع عقل و شعور برخوردارند، و هنگامى كه صداى داود عليه السلام را به وقت مناجات و تسبيح مىشنيدند با او همصدا مىشدند و غلغله تسبيح از آنها در هم مىآميخت.
٣- بعضى گفتهاند: منظور همان «تسبيح تكوينى» است كه با زبان حال در همه موجودات جهان صورت مىگيرد؛ چرا كه هر موجودى نظامى دارد، نظامى بسيار دقيق و حساب شده، اين نظام دقيق و حساب شده از خداوندى حكايت مىكند كه هم پاك و منزه است، و هم داراى صفات كمال، بنابراين نظام