تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٤
اين تعبير، شبيه همان چيزى است كه در سوره ذاريات» آيات ٥٦- ٥٨ وارد شده است: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْانْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ* ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ* إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ: «من جن و انس را نيافريدم مگر به خاطر اين كه عبادتم كنند* من از آنها روزى نمىطلبم، و نمىخواهم طعامم دهند* خداوند روزى دهنده همگان است و صاحب قدرت مستحكم».
و به اين ترتيب، نتيجه عبادات مستقيماً به خود عبادت كنندگان باز مىگردد.
و در پايان آيه، اضافه مىكند: «عاقبت و سرانجام نيك از آن تقوا است» «وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى».
آنچه باقى مىماند، و سرانجامش مفيد، سازنده و حياتبخش است همان تقوا و پرهيزكارى است، پرهيزكاران سرانجام پيروزند و بىتقوايان محكوم به شكست.
اين احتمال، در تفسير جمله اخير نيز وجود دارد كه: هدف آن تأكيد در زمينه روح تقوا و اخلاص در عبادات است؛ چرا كه اساس عبادت همين است، در آيه ٣٧ سوره «حج»، مىخوانيم: لَنْيَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ: «گوشتهاى حيوانات قربانى و خونهاى آنها به خدا نمىرسد، ولى تقواى شما به او مىرسد».
آنچه به مقام قرب او از اعمال شما واصل مىگردد پوسته و ظاهر آن نيست، بلكه مغز، باطن و اخلاصى كه در آن است به مقام قربش راه مىيابد.
***
سومين آيه، به يكى از بهانهجوئىهاى كفار اشاره كرده مىگويد: «آنها گفتند: