تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨
«سپس ما از روح خود در او دميديم» «فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا».
«و او و فرزندش مسيح را نشانه بزرگى براى جهانيان قرار داديم» «وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ».
***
نكتهها:
١- «فَرج» از نظر لغت در اصل، به معنى فاصله و شكاف مىباشد، و به عنوان كنايه در عضو تناسلى به كار رفته است، اما از آنجا كه در فارسى به كنائى بودن آن توجه نمىشود، گاهى اين سؤال پيش مىآيد: چگونه اين لفظ كه صريح در آن عضو خاص انسان است در قرآن آمده؟! در حالى كه توجه به كنايه بودن آن مشكل را حل مىكند.
و به تعبير روشنتر اگر بخواهيم معنى كنائى آن را در فارسى بيان كنيم، معادل جمله «أَحْصَنَتْ فَرْجَها» در فارسى اين است «دامان خود را پاك نگاه داشت» آيا اين تعبير در فارسى زننده است؟
بلكه به عقيده بعضى، در لغت عرب الفاظى كه صريح در عضو تناسلى باشد و يا صراحت در آميزش جنسى داشته باشد، اصلًا وجود ندارد، هر چه هست جنبه كنايه دارد، مثلًا در مورد آميزش جنسى الفاظى از قبيل «لمس كردن»، «١»
«پوشانيدن» (غشيان) «٢» به سراغ همسر رفتن «٣» در آيات مختلف به كار رفته كه همه آنها جنبه كنائى دارد، ولى گاه، ترجمهكنندگان فارسى زبان، به معنى كنائى آنها بىتوجه هستند، و به جاى معادل اين معانى كنائى، كلمات صريح فارسى مىگذارند و اين مايه تعجب و سؤال مىشود.