تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
بدعتهاى خود مىخواست، گروههاى عظيمى را منحرف ساخته و دور خود جمع كند، او بايد ناكام شود و حتى يك نفر با او تماس نگيرد، و براى اين گونه اشخاص اين طرد مطلق و انزواى كامل، از مرگ و اعدام سختتر است؛ چرا كه او را به صورت يك موجود پليد و آلوده از همه جا مىرانند.
بعضى از مفسران نيز گفتهاند: بعد از ثبوت جرم و خطاى بزرگ سامرى، موسى عليه السلام درباره او نفرين كرد، خداوند او را به بيمارى مرموزى مبتلا ساخت كه تا زنده بود كسى نمىتوانست با او تماس بگيرد و اگر كسى تماس مىگرفت، گرفتار بيمارى مىشد.
يا اين كه: سامرى گرفتار يك نوع بيمارى روانى به صورت وسواس شديد و وحشت از هر انسانى شد، به طورى كه هر كس نزديك او مىشد فرياد مىزد:
لا مِساسَ: «با من تماس نگيريد»!. «١»
دستور و مجازات دوم سامرى اين بود كه: موسى عليه السلام كيفر او را در قيامت به او گوشزد كرده گفت: «تو وعدهگاهى در پيش دارى- وعده عذاب دردناك الهى- كه هرگز از آن تخلف نخواهد شد» «وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ». «٢»
سومين دستور اين بود كه: موسى عليه السلام به سامرى گفت: «به اين معبودت كه پيوسته او را عبادت مىكردى، نگاه كن و ببين ما آن را مىسوزانيم و سپس ذرات آن را به دريا مىپاشيم» (تا براى هميشه محو و نابود گردد) «وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً».
در اينجا دو سؤال پيش مىآيد:
نخست اين كه: جمله: لَنُحَرِّقَنَّهُ: «ما آن را قطعاً مىسوزانيم» دليل بر آن است كه گوساله، جسم قابل سوختن بوده و اين، عقيده كسانى را تأئيد مىكند كه مىگويند: گوساله طلائى نبود، بلكه به خاطر خاك پاى جبرئيل تبديل به موجود