تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦
بدون شك، خداوند مىدانست، سرانجام، كار او به كجا خواهد رسيد؟ ولى تعبيرات فوق، درسى است براى موسى عليه السلام و هارون عليه السلام و همه رهبران راه الهى. «١»
اما با اين حال، موسى عليه السلام و هارون عليه السلام از اين معنى نگران بودند كه ممكن است اين مرد قلدر و زورمند مستكبر كه آوازه خشونت و سرسختى او همه جا پيچيده بود، قبل از آن كه موسى عليه السلام و هارون عليه السلام ابلاغ دعوت كنند، پيشدستى كرده، آنها را از بين ببرد، لذا «عرضه داشتند: پروردگارا! ما از اين مىترسيم كه او قبل از آن كه به سخنان ما گوش فرا دهد، فرمان مجازات صادر كند و پيام تو به گوش او و اطرافيانش نرسد، و يا بعد از شنيدن طغيانگرى آغاز نمايد» «قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى».
«يَفْرُط» از ماده «فرط» (بر وزن شرط) به معنى پيش افتادن است و به همين جهت به كسى كه قبل از همه، وارد آبگاه مىشود، «فارط» مىگويند.
در سخنان على عليه السلام كه در برابر قبرهاى مردگان، پشت دروازه «كوفه» فرمود مىخوانيم: أَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ سابِقٌ: «شما پيشگامان اين قافله بوديد و قبل از ما به ديار آخرت شتافتيد». «٢»
به هر حال، موسى عليه السلام و برادرش از دو چيز بيم داشتند، نخست آن كه:
فرعون قبل از آن كه سخنانشان را بشنود، شدت عمل به خرج دهد، و يا بعد از شنيدن بلافاصله و بدون مطالعه، دست به چنين اقدامى بزند و در هر دو حال مأموريت آنها به خطر بيفتد و ناتمام بماند.
***