تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٤
تفسير:
انسان از عجله آفريده شده!
باز در اين آيات به بحثهاى ديگرى در ارتباط با موضعگيرى مشركان در برابر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله برخورد مىكنيم، كه بيانگر طرز تفكر انحرافى آنها در مسائل اصولى است، نخست مىگويد: «هنگامى كه كافران تو را مىبينند كارى جز مسخره كردن تو ندارند» «وَ إِذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً».
آنها با بىاعتنائى، به تو اشاره كرده مىگويند: «آيا اين همان كسى است كه خدايان و بتهاى شما را به بدى ياد مىكند»؟ «أَ هذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ». «١»
«در حالى كه خود ذكر خداوند رحمان را انكار مىكنند» «وَ هُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمنِ هُمْ كافِرُونَ».
تعجب در اين است كه: اگر كسى از اين بتهاى سنگى و چوبى بدگوئى كند- نه بدگوئى- كه حقيقت را بيان نمايد و بگويد: اينها موجودات بى روح و فاقد شعور و بىارزشى هستند، تعجب مىكنند، اما اگر كسى منكر خداوند بخشنده و مهربانى شود كه آثار رحمتش پهنه جهان را گرفته و در هر چيز دليلى بر عظمت و رحمت او است، براى آنها جاى تعجب نيست.
آرى، هنگامى كه انسان به امرى عادت كرد، خو گرفت و تعصب ورزيد، در نظرش جلوه خواهد داشت هر چند بدترين امور باشد، و هر گاه نسبت به چيزى عداوت ورزيد كمكم در نظرش بد مىشود، هر چند زيباترين و محبوبترين امور باشد.
***