تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢
تبعيت كند مىگويد: «اى پدر! علم و دانشى نصيب من شده كه نصيب تو نشده، به اين دليل، از من پيروى كن و سخن مرا بشنو» «يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي».
«از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم» «أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيّاً».
من از طريق وحى الهى آگاهى فراوانى پيدا كردهام و با اطمينان مىتوانم بگويم: راه خطا نخواهم پيمود و تو را به راه خطا هرگز دعوت نمىكنم.
من خواهان خوشبختى و سعادت توام، از من بپذير تا رستگار شوى، و با طىّ اين صراط مستقيم به منزل مقصود برسى.
***
در آيه بعد، اين جنبه اثباتى را با جنبه نفى و آثارى كه بر مخالفت اين دعوت مترتب مىشود توأم كرده، مىگويد: «پدرم! شيطان را پرستش مكن؛ چرا كه شيطان هميشه نسبت به خداوند رحمان، عصيانگر بوده است» «يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيّاً».
البته پيدا است منظور از عبادت در اينجا عبادت به معنى سجده كردن و نماز و روزه براى شيطان به جا آوردن نيست، بلكه، به معنى اطاعت و پيروى فرمان است كه اين خود يك نوع از عبادت محسوب مىشود.
معنى عبادت و پرستش آن قدر وسيع است كه: حتى گوش دادن به سخن كسى به قصد عمل كردن به آن را نيز شامل مىگردد، و نيز قانون كسى را به رسميت شناختن يك نوع عبادت و پرستش او محسوب مىشود.
از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نقل شده: مَنْ أَصْغى إِلى ناطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كانَ النَّاطِقُ عَنِ إِبْلِيْسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِيْسَ!: