تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١
«جعفر» گفت: آرى، «نجاشى» گفت: براى من بخوان!
جعفر كه از هوش، ذكاوت و ايمان فوق العادهاى بهرهمند بود، مناسبترين فراز قرآن را كه همين آيات آغاز سوره «مريم» باشد انتخاب كرد و براى نجاشى و همه حاضران كه پيرو آئين مسيح بودند تلاوت كرد: «كهيعص* ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا* وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيّاً ...».
هنگامى كه «جعفر» اين آيات را با لحن گيرا و از روى صفاى دل قرائت كرد چنان در روح نجاشى و علماى بزرگ مسيحى اثر گذاشت كه بىاختيار قطرههاى اشك از چشمانشان سرازير و به روى گونههايشان فرو غلطيد.
«نجاشى» رو به آنها كرده گفت: به خدا سوگند آنچه عيسى مسيح عليه السلام آورده با اين آيات، همه از يك منبع نور سرچشمه گرفته است، برويد و راحت و آسوده زندگى كنيد، به خدا سوگند! هرگز شما را به دست اين دو نفر نخواهم سپرد.
بعداً فرستادگان قريش تلاشهاى ديگرى براى بدبين ساختن نجاشى نسبت به مسلمانان كردند، اما در روح بيدار او مؤثر نيفتاد، مأيوس و نوميد از آنجا باز گشتند. هدايايشان را به آنها برگرداند و عذرشان را خواست. «١»
***