تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤
٣٤ ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ
٣٥ ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحانَهُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
ترجمه:
٣٤- اين است عيسى پسر مريم؛ گفتار حقّى كه در آن ترديد مىكنند!
٣٥- هرگز براى خدا شايسته نبود كه فرزندى اختيار كند؛ منزه است او! هر گاه چيزى را فرمان دهد، مىگويد: «موجود باش»! همان دم موجود مىشود!
تفسير:
مگر ممكن است خدا فرزند داشته باشد؟!
بعد از آن كه قرآن مجيد در آيات گذشته، ترسيم بسيار زنده و روشنى از ماجراى تولد حضرت مسيح عليه السلام كرد، به نفى خرافات و سخنان شركآميزى كه درباره عيسى عليه السلام گفتهاند پرداخته، چنين مىگويد: «اين است عيسى بن مريم» «ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ».
مخصوصاً در اين عبارت روى فرزند مريم بودن او تأكيد مىكند، تا مقدمهاى باشد براى نفى فرزندى خدا.
و بعد اضافه مىنمايد: «اين قول حقى است كه آنها در آن شك و ترديد مىكنند» و هر يك در جادهاى انحرافى گام نهاده «قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ