تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨
كرد كه: چگونه مسأله مهمى را كه با آن همه خرافات آميخته شده، در عباراتى كوتاه، عميق، زنده، پرمحتوا، و كاملًا گويا، مطرح مىكند، به طورى كه هر گونه خرافهاى را از آن جدا و طرد مىنمايد.
جالب اين كه: در آيات فوق، هفت صفت از صفات برجسته و دو برنامه و يك دعا ذكر شده است.
اين هفت صفت عبارتند از: بنده خدا بودن و ذكر آن در آغاز همه اوصاف، اشارهاى است به اين كه بزرگترين مقام آدمى همان مقام عبوديت است.
و به دنبال آن صاحب كتاب آسمانى بودن و سپس مقام نبوت (البته مىدانيم هميشه مقام نبوت توأم با داشتن كتاب آسمانى نيست).
سپس، به دنبال مقام عبوديت و رهبرى، مبارك بودن يعنى مفيد به حال جامعه بودن مطرح شده است.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: «معنى مبارك، نفّاع است» (يعنى بسيار پر منفعت).
و بعد از آن، نيكوكارى نسبت به مادر مطرح شده، و سرانجام، جبار و شقى نبودن و به جاى آن متواضع، حقشناس، و سعادتمند بودن است.
از ميان تمام برنامهها روى توصيه پروردگار به نماز و زكات تكيه مىكند و اين به خاطر اهميت فوق العاده اين دو برنامه است كه: اين دو، رمز ارتباط با خالق و خلق است، و از يك نظر مىتوان همه برنامههاى مذهبى را در آن خلاصه كرد چرا كه بخشى از آنها پيوند انسان را با خلق و بخشى با خالق مشخص مىكند.
و اما دعائى كه به خود مىكند، و تقاضائى كه در آغاز عمرش از خدا دارد اين است كه: خدايا اين سه روز را بر من سلامت دار، روز تولد، روز مرگ و