تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٤
من وحى مىشود اين است كه: معبود شما معبود واحدى است» «قُلْ إِنَّما يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ».
«آيا شما حاضر هستيد در برابر همين اصل اساسى توحيد، تسليم شويد و بتها را كنار بگذاريد»؟! «فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ».
در واقع در اين آيه، سه نكته بنيادى مطرح شده است، نخست اين كه پايه اصلى رحمت، توحيد است و به راستى هر چه بيشتر بينديشيم وجود اين رابطه نيرومند روشنتر مىشود، توحيد در اعتقاد، در عمل، توحيد در كلمه، توحيد صفوف، و توحيد در قانون و در همه چيز.
نكته ديگر اين كه: به مقتضاى كلمه «إِنَّما» كه دليل بر حصر است، تمام دعوت پيامبران اسلام صلى الله عليه و آله در اصل توحيد خلاصه مىشود، مطالعات دقيق نيز نشان مىدهد: اصول و حتى فروع و احكام نيز، در پايان، به اصل توحيد بازمىگردد، و به همين دليل، همان گونه كه سابقاً هم گفتهايم: توحيد تنها يك اصل از اصول دين نيست، بلكه همچون رشته محكمى است كه دانههاى يك تسبيح را به هم پيوند مىدهد و يا صحيحتر روحى است كه در كالبد دين دميده شده.
و آخرين نكته اين كه: مشكل اصلى تمام جوامع و ملل، آلودگى به شرك در اشكال مختلف است؛ زيرا جمله: فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ: «آيا تسليم در برابر اين اصل مىشويد» مىرساند كه مشكل اصلى، بيرون آمدن از شرك و مظاهر آن و بالا زدن آستين براى شكستن بتها است، نه فقط بتهاى سنگى و چوبى، كه بتها از هر نوع مخصوصاً طاغوتهاى انسانى!
***
آيه بعد، مىگويد اگر با اين همه، به دعوت و پيام ما توجه نكردند «اگر روى