تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٢
مىكنند. «١»
اگر سؤال شود: انداختن بتها در جهنم چه فلسفهاى دارد، در پاسخ بايد گفت: اين خود يك نوع عذاب و مجازات است براى بتپرستان كه ببينند در آتشى كه از بتهايشان زبانه مىكشد مىسوزند، از اين گذشته تحقيرى است براى افكار آنها كه به چنين موجودات بىارزشى پناه مىبردند.
البته اين در صورتى است كه «ما تَعْبُدُونَ» به معنى معبودهاى بىجان و بتهاى سنگى و چوبى باشد (همان گونه كه از كلمه «ما» استفاده مىشود، زيرا «ما» غالباً براى موجود غير عاقل است).
ولى اگر مفهوم آن را عام بگيريم و شامل شياطينى كه معبود واقع شدند، بشود نكته ورود اين معبودها در جهنم كاملًا واضح است؛ چرا كه خود شريك جرماند.
***
سپس به عنوان نتيجهگيرى كلى مىفرمايد: «اگر اين بتها، خدايانى بودند، هرگز وارد آتش دوزخ نمىشدند» «لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها».
ولى بدانيد نه تنها وارد دوزخ مىشوند، كه «جاودانه در آن خواهند بود» «وَ كُلٌّ فِيها خالِدُونَ».
و اين جالب است كه: اين بتپرستان، جاودانه گرفتار خدايان خود باشند، همان خدايانى كه هميشه آنها را پرستش مىكردند و سپر بلاها مىشمردند و حل مشكلاتشان را از آنها مىخواستند!
***
براى توضيح بيشتر پيرامون وضع دردناك، اين «عابدان گمراه»، در برابر آن