تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٢
است.
شخصى عرض كرد: اى رسول خدا آيا او مخصوص يونس بود يا شامل جماعت مسلمانان نيز مىشود؟
فرمود: هم مربوط به يونس بود و هم همه مؤمنان، هنگامى كه خدا را به آن مىخوانند، آيا گفتار خداوند را در قرآن نشنيدهاى «وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» اين، دليل بر آن است كه هر كس چنين دعائى كند خداوند اجابت آن را تضمين فرموده است». «١»
نياز به تذكر ندارد كه: منظور، تنها خواندن الفاظ نيست، بلكه پياده شدن حقيقت آن در درون جان انسان است، يعنى همراه خواندن اين الفاظ تمام وجود او با مفهوم آن هماهنگ گردد.
يادآورى اين نكته نيز لازم است كه مجازاتهاى الهى بر دو گونه است:
يكى از آنها «عذاب استيصال» است، يعنى مجازات نهائى كه براى نابودى افراد غير قابل اصلاح، فرا مىرسد كه هيچ دعائى در آن موقع سودمند نيست؛ چرا كه بعد از فرو نشستن طوفان بلا همان برنامهها تكرار مىشود.
ديگر مجازاتهاى تنبيهى است كه جنبه تربيتى دارد، در اين موارد به محض اين كه مجازات اثر خود را بخشيد، و طرف بيدار و متوجه شد بلافاصله از ميان مىرود.
و از اينجا روشن مىشود: يكى از فلسفههاى آفات، بلاها و حوادث ناگوار، همان بيدارسازى و تربيت است.
ماجراى «يونس» ضمناً به همه رهبران راه حق در محدودههاى مختلف هشدار مىدهد كه: هرگز رسالت خود را پايان يافته تصور نكنند، و هر تلاش و