تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٩
دعايش را مستجاب و اندوهش را برطرف خواهيم كرد.
***
نكتهها:
١- سرگذشت يونس عليه السلام
به خواست خدا مشروح آن در تفسير سوره «صافات» خواهد آمد و خلاصهاش چنين است:
او سالها در ميان قومش (در سرزمين نينوا در عراق) به دعوت و تبليغ مشغول بود، ولى هر چه كوشش كرد، ارشادهايش در دل آنها مؤثر نيفتاد، خشمگين شد، آن محل را ترك كرد و به سوى دريا رفت، در آنجا بر كشتى سوار شد، در ميان راه، دريا متلاطم گشت، چيزى نمانده بود كه همه اهل كشتى غرق شوند.
ناخداى كشتى گفت: من فكر مىكنم در ميان شما بنده فرارى وجود دارد، كه بايد به دريا افكنده شود (و يا گفت: كشتى زياد سنگين است و بايد يك نفر را به قيد قرعه به دريا بيفكنيم) چند بار قرعه كشيدند، و در هر بار به نام يونس درآمد! او فهميد در اين كار سرى نهفته است و تسليم حوادث شد.
هنگامى كه او را به دريا افكندند، نهنگ عظيمى او را در كام خود فرو برد، و خدا او را به صورت اعجازآميزى زنده نگه داشت.
سرانجام او متوجه شد، ترك اولائى انجام داده، به درگاه خدا روى آورد و به تقصير خود اعتراف نمود، خدا نيز دعاى او را استجابت فرمود و از آن تنگنا نجاتش داد. «١»
ممكن است تصور شود، اين ماجرا از نظر علمى امكانپذير نيست ولى بدون شك، اين امر يك امر خارق عادت است، نه يك محال عقلى، همانند زنده