تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢
تفسير:
مريم در كشاكش سختترين طوفانهاى زندگى
«سرانجام مريم باردار شد» و آن فرزند موعود در رحم او جاى گرفت «فَحَمَلَتْهُ».
در اين كه: چگونه اين فرزند به وجود آمد؟ آيا «جبرئيل» در پيراهن او دميد يا در دهان او، در قرآن سخنى از آن به ميان نيامده است؛ چرا كه نيازى به آن نبوده، هر چند كلمات مفسرين در اين باره مختلف است.
به هر حال «اين امر سبب شد كه: او از بيت المقدس به مكان دوردستى برود» «فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيّاً».
او در اين حالت، در ميان يك بيم و اميد، يك حالت نگرانى توأم با سرور به سر مىبرد، گاهى به اين مىانديشيد كه اين حمل، سرانجام فاش خواهد شد، به فرض كه چند روز، يا چند ماهى از آنها كه مرا مىشناسند دور بمانم، و در اين نقطه به صورت ناشناس زندگى كنم، آخر چه خواهد شد؟!
چه كسى از من قبول مىكند: زنى بدون داشتن همسر باردار شود مگر اين كه: آلوده دامان باشد؟ من با اين اتهام چه كنم؟!
و راستى براى دخترى كه سالها سمبل پاكى، عفت و تقوا و پرهيزگارى، و نمونهاى در عبادت و بندگى خدا بوده، زاهدان و عابدان بنى اسرائيل به كفالت او از طفوليت افتخار مىكردند، و زير نظر پيامبر بزرگى پرورش يافته، و خلاصه، سجاياى اخلاقى و آوازه قداست او همه جا پيچيده است، بسيار دردناك است كه يك روز احساس كند، همه اين سرمايه معنويش به خطر افتاده است، و در گرداب اتهامى قرار گرفته كه بدترين اتهامات محسوب مىشود، و اين سومين لرزهاى بود كه بر پيكر او افتاد.