تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٥
٧٨ وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ
٧٩ فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ
٨٠ وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ
ترجمه:
٧٨- و داود و سليمان را (به خاطر بياور) هنگامى كه درباره كشتزارى كه گوسفندان بىشبان قوم، شبانگاه در آن چريده (و آن را تباه كرده) بودند، داورى مىكردند؛ و ما بر حكم آنان شاهد بوديم.
٧٩- ما (حكم واقعى) آن را به سليمان فهمانديم؛ و به هر يك از آنان (شايستگى) داورى، و علم فراوانى داديم؛ و كوهها و پرندگان را با داود مسخر ساختيم، كه (همراه او) تسبيح (خدا) مىگفتند؛ و ما اين كار را انجام داديم!
٨٠- و ساختن زره را به خاطر شما به او تعليم داديم، تا شما را در جنگهايتان حفظ كند؛ آيا شكرگزار (اين نعمتهاى خدا) هستيد؟
تفسير:
قضاوت داود و سليمان
در تعقيب سرگذشتهاى مربوط به موسى، هارون، ابراهيم، نوح و