تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦
در مرحله بعد، فعليت و ثمره اين مقام را بازگو مىكند: «آنها به فرمان ما هدايت مىكردند» «يَهْدُونَ بِأَمْرِنا».
نه تنها هدايت، به معنى راهنمائى و ارائه طريق كه آن در نبوت و رسالت وجود دارد، كه به معنى دستگيرى كردن و رساندن به سر منزل مقصود (البته براى آنها كه آمادگى و شايستگى دارند).
سومين و چهارمين و پنجمين موهبت و ويژگى آنها اين بود كه: «ما به آنها انجام كار خير و همچنين برپا داشتن نماز و اداى زكات را وحى كرديم» «وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ».
اين وحى، مىتواند وحى تشريعى بوده باشد، يعنى ما انواع كارهاى خير و اداى نماز و اعطاى زكات را در برنامههاى دينى آنها گنجانيديم، و نيز مىتواند وحى تكوينى باشد، يعنى به آنها توفيق، توان و جاذبه معنوى براى انجام اين امور بخشيديم.
البته هيچ يك از اين امور، جنبه اجبارى و اضطرارى ندارد بلكه تنها آمادگىها و زمينهها است كه بدون اراده و خواست خود آنها، هرگز به نتيجه نمىرسد.
ذكر «اقامه صلوة و اداء زكات» بعد از «فعل خيرات»، به خاطر اهميت اين دو برنامه است كه نخست به طور عام در جمله «وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ» و بعد به طور خاص بيان شده است.
و در آخرين قسمت به مقام «عبوديت» آنها اشاره كرده، مىگويد: «آنها همگى فقط ما را عبادت مىكردند» «وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ». «١»