تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥
در اين آيه مجموعاً «شش قسمت» از اين ويژگىها بر شمرده شده كه با اضافه كردن توصيف به صالح بودن، كه از آيه قبل استفاده مىشود، مجموعاً هفت ويژگى را تشكيل مىدهد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه مجموعه شش صفتى كه در اين آيه ذكر شده، شرحى براى صالح بودن آنها باشد كه در آيه قبل آمده است.
نخست مىگويد «ما آنها را امام و رهبر مردم قرار داديم» «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً».
يعنى علاوه بر مقام «نبوت و رسالت» مقام «امامت» را نيز به آنها داديم، امامت- همان گونه كه سابقاً هم اشاره كردهايم- آخرين مرحله سير تكاملى انسانى است كه به معنى رهبرى همه جانبه مادى و معنوى، ظاهرى و باطنى، جسمى و روحى مردم است.
فرق نبوت و رسالت، با امامت اين است كه: پيامبران در مقام نبوت و رسالت تنها فرمان حق را دريافت مىكنند، از آن خبر مىدهند و به مردم ابلاغ مىكنند، ابلاغى توأم با بشارت و انذار.
اما در مرحله «امامت» اين برنامههاى الهى را به مرحله اجرا در مىآورند خواه از طريق تشكيل حكومت عدل بوده باشد يا بدون آن، در اين مرحله آنها مربّىاند، مجرى احكام و برنامهها، پرورشدهنده انسانها، و به وجود آورنده محيطى پاك و منزه و انسانى.
در حقيقت، مقام امامت مقام تحقق بخشيدن به تمام برنامههاى الهى است، به تعبير ديگر، ايصال به مطلوب و هدايت تشريعى و تكوينى است.
امام، از اين نظر درست به خورشيد مىماند كه با اشعه خود موجودات زنده را پرورش مىدهد. «١»