تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
بِآلِهَتِكُمْ). «١»
***
آيه بعد، به يكى از مهمترين مواهب خدا به ابراهيم عليه السلام كه داشتن فرزندى صالح و نسلى برومند و شايسته است، اشاره كرده مىفرمايد: «ما به او اسحاق را بخشيديم و يعقوب (فرزند اسحاق) را بر او افزوديم» «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً». «٢»
«و همه آنها را مردانى صالح، شايسته و مفيد قرار داديم» «وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ».
ساليان درازى گذشت كه ابراهيم عليه السلام در عشق و انتظار فرزند صالحى به سر مىبرد آيه ١٠٠ سوره «صافات» گوياى اين خواسته درونى او است: رِبِّ هَبْ لِىْ مِنَ الصَّالِحِيْن: «پروردگارا فرزندى صالح به من مرحمت كن».
سرانجام خدا دعاى او را مستجاب كرد، نخست «اسماعيل» و سپس «اسحاق» را به او مرحمت كرد كه هر كدام پيامبرى بزرگ و با شخصيت بودند.
تعبير به «نافِلَة» تنها توصيف براى يعقوب، شايد از اين نظر باشد كه ابراهيم عليه السلام فقط فرزند صالحى تقاضا كرده بود، اما خدا نوه صالحى نيز بر آن افزود، زيرا «نافلة» در اصل، به معنى موهبت و يا كار اضافى است.
***
آخرين آيه مورد بحث، به مقام امامت و رهبرى اين پيامبران بزرگ و بخشى از صفات و برنامههاى مهم و پرارزش آنها به طور جمعى اشاره مىكند.