تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٧
كنند، ولى ما آنها را زيانكارترين مردم قرار داديم» «وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْا خْسَرِينَ».
ناگفته پيدا است با سالم ماندن ابراهيم عليه السلام در ميان آتش، صحنه به كلّى دگرگون شد، غريو شادى فرو نشست، دهانها از تعجب باز ماند، جمعى آشكار در گوشى با هم درباره اين پديده عجيب سخن مىگفتند، عظمت ابراهيم عليه السلام و خداى او ورد زبانها شد، و موجوديت دستگاه نمرود، به خطر افتاد، ولى باز هم تعصب و لجاجت، مانع از پذيرش حق به طور كامل گرديد، هر چند دلهاى بيدار بهره خود را از اين ماجرا بردند و بر ايمانشان نسبت به خداى ابراهيم عليه السلام افزوده شد گر چه اين گروه در اقليت بودند.
***
نكتهها:
١- سببسازى و سببسوزى
گاه مىشود انسان در عالم اسباب چنان غرق مىشود كه خيال مىكند، اين آثار و خواص از آن خود اين موجودات است، و از آن مبدأ بزرگى كه اين آثار مختلف را به اين موجودات بخشيده غافل مىشود، در اينجا خداوند براى بيدار ساختن بندگان دست به «سبب سازى» و «سببسوزى» مىزند.
موجوداتى كه ظاهراً كارى از آنها ساخته نيست، سرچشمه آثار عظيمى مىشوند، به «عنكبوت» فرمان مىدهد چند تار سست و ضعيف بر در «غار ثور» بتند و با همين چند تار، كسانى را كه در تعقيب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همه جا مىگشتند و اگر او را مىيافتند نابود مىكردند، مأيوس مىسازد و با همين وسيله كوچك مسير تاريخ جهان را دگرگون مىكند!
و به عكس گاه اسبابى را كه در عالم ماده ضرب المثل هستند (آتش در