تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥
و نيز نقل كردهاند: «جبرئيل» به ملاقات ابراهيم عليه السلام آمده به او گفت: أَ لَكَ حاجَةٌ؟: «آيا نيازى دارى تا به تو كمك كنم»؟
ابراهيم عليه السلام در يك عبارت كوتاه گفت: أَمَّا إِلَيْكَ فَلا: «اما به تو، نه»! (به آن كسى نياز دارم كه از همگان بىنياز و بر همه مشفق است).
در اين هنگام، «جبرئيل» به او پيشنهاد كرده گفت: فَاسْئَلْ رَبَّكَ: «پس نيازت را از خدا بخواه».
و او در پاسخ گفت: حَسْبِى مِنْ سُؤالِى، عِلْمُهُ بِحالِى: «همين اندازه كه او از حال من آگاه است كافى است»!. «١»
در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: در اين هنگام ابراهيم عليه السلام با خدا چنين راز و نياز كرد: «يا أَحَدُ يا أَحَدُ يا صَمَدُ يا صَمَدُ يا مَنْ لَمْيَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْيَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ». «٢»
اين دعا به عبارتهاى ديگرى در كتب ديگر نيز آمده است.
***
به هر حال، ابراهيم عليه السلام در ميان هلهله و شادى، و غريو فرياد مردم به درون شعلههاى آتش فرستاده شد، آن چنان مردم فرياد شادى كشيدند كه گوئى شكننده بتها براى هميشه نابود و خاكستر شد.
اما خدائى كه همه چيز سر بر فرمان او است، و حتى سوزندگى را او به آتش داده، و رمز محبت را او به مادران آموخته، اراده كرد، اين بنده مؤمن خالص در اين درياى آتش سالم بماند، تا سند ديگرى بر اسناد افتخارش بيفزايد، قرآن اين معنى را چنين بازگو مىكند: «به آتش گفتيم: اى آتش بر ابراهيم سرد و سالم باش»