تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٤
آتش به وجود آوردند، تا با اين عمل، هم انتقام خود را بهتر گرفته باشند، و هم ابهت و عظمت پندارى بتها كه سخت با برنامه ابراهيم آسيب ديده بود، تا حدّى تأمين شود، تاريخ نويسان در اينجا مطالب بسيارى نوشتهاند كه بعيد به نظر نمىرسد:
از جمله مىگويند: چهل روز مردم براى جمعآورى هيزم كوشيدند و از هر سو هيزمهاى خشك فراوانى جمعآورى كردند، كار به جائى رسيد كه حتى زنانى كه كارشان در خانه پشمريسى بود، از درآمد آن پشته هيزمى تهيه كرده بر آن مىافزودند، و بيماران نزديك به مرگ از مال خود مبلغى براى خريدارى هيزم وصيت مىنمودند و حاجتمندان براى برآمدن حاجاتشان نذر مىكردند كه اگر به مقصود خود برسند، فلان مقدار هيزم بر آن بيفزايند.
به همين جهت، هنگامى كه آتش از جوانب مختلف در هيزمها افكندند به اندازهاى شعلهاش عظيم بود كه پرندگان قادر نبودند از آن منطقه بگذرند.
بديهى است، به چنين آتش گستردهاى نمىتوان نزديك شد، چه رسد به اين كه بخواهند ابراهيم عليه السلام را در آن بيفكنند، ناچار از «منجنيق» استفاده كردند، ابراهيم عليه السلام را بر بالاى آن نهاده و با يك حركت سريع به درون آن درياى آتش پرتاب نمودند. «١»
در رواياتى كه از طرق شيعه و اهل تسنن، نقل شده مىخوانيم: هنگامى كه ابراهيم عليه السلام را بالاى «منجنيق» گذاشته مىخواستند در آتش بيفكنند، آسمان، زمين و فرشتگان فرياد بركشيدند، و از پيشگاه خداوند تقاضا كردند: اين قهرمان توحيد و رهبر آزاد مردان را حفظ كند.