تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٢
٦٨ قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
٦٩ قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
٧٠ وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْا خْسَرِينَ
ترجمه:
٦٨- گفتند: «او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد، اگر كارى از شما ساخته است»!
٦٩- (سرانجام او را به آتش افكندند؛ ولى ما) گفتيم: «اى آتش! بر ابراهيم سرد و سالم باش»!
٧٠- آنها مىخواستند ابراهيم را با اين نقشه نابود كنند؛ ولى ما آنها را زيانكارترين مردم قرار داديم!
تفسير:
آنجا كه آتش گلستان مىشود
گر چه با استدلالات عملى و منطقى ابراهيم، همه بتپرستان محكوم شدند و خودشان هم در دل به اين محكوميت اعتراف كردند.
ولى لجاجت و تعصب شديد آنها مانع از پذيرش حق شد، به همين دليل جاى تعجب نيست كه تصميم بسيار شديد و خطرناكى درباره ابراهيم عليه السلام بگيرند:
و آن كشتن ابراهيم عليه السلام به بدترين صورت، يعنى سوزاندن و خاكستر كردن او بود!.
معمولًا رابطه معكوسى ميان «زور» و «منطق» وجود دارد، هر قدر زور