تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠
سرزنش بر روح بىدردشان، گفت: «اف بر شما! و بر اين معبودهائى كه غير از «اللّه» انتخاب كردهايد»! «أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ».
«آيا هيچ انديشه نمىكنيد، و عقل در سر نداريد»؟ «أَ فَلا تَعْقِلُونَ».
ولى در توبيخ و سرزنششان، ملايمت را از دست نداد، مبادا بيشتر لجاجت كنند. «١»
در حقيقت ابراهيم عليه السلام بسيار حساب شده برنامه خود را تعقيب كرد، نخستين بار به هنگام دعوت آنها به سوى توحيد، صدا زد: اين مجسمههاى بىروح چيست، كه شما مىپرستيد؟ اگر مىگوئيد: سنت نياكان شما است، هم شما و هم آنها گمراه بودند.
در دومين مرحله، اقدام به يك برنامه عملى كرد، تا نشان دهد اين بتها چنان قدرتى ندارند كه هر كس نگاه چپ به آنان كند، نابودش كنند، مخصوصاً با اخطار قبلى، به سراغ بتها رفت و آنها را به كلّى درهم شكست، تا نشان دهد خيالاتى كه آنها به هم بافتهاند همه بيهوده است.
در سومين مرحله، در آن محاكمه تاريخى سخت آنها را در بنبست قرار داد:
گاه به سراغ فطرتشان رفت، زمانى به سراغ عقلشان، گاه اندرزشان داد، و گاه سرزنش و توبيخ كرد.
خلاصه اين معلم بزرگ الهى، از هر درى وارد شد و آنچه در توان داشت به كار برد، اما قابليت محل نيز شرط تأثير است و اين متأسفانه در آن قوم كمتر وجود داشت.
بدون شك، سخنان و كارهاى ابراهيم عليه السلام به عنوان يك زمينه توحيدى و