تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧
كند، و به آنها بگويد: چنين كارى از بتها ساخته نيست». «١»
و در حديث ديگرى فرمود: وَ اللَّهِ ما فَعَلُوهُ وَ ما كَذَبَ: «به خدا سوگند بتها دست به چنان كارى نزده بودند، ابراهيم نيز دروغ نگفت». «٢»
جمعى از مفسران نيز احتمال دادهاند: ابراهيم عليه السلام اين مطلب را به صورت يك جمله شرطيه ادا كرد يعنى: بتها اگر سخن بگويند بزرگشان دست به چنين كارى زده است، و مسلماً تعبير خلاف واقع نبود؛ زيرا نه بتها سخن مىگفتند و نه چنين كارى از بزرگ آنها سر زده بود، به مضمون همين تفسير نيز حديثى وارد شده است.
اما تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد؛ زيرا جمله شرطيه «إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ» قيدى است براى سؤال «فَسْئَلُوهُمْ» نه براى جمله «بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ» (دقت كنيد).
نكته ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه: بايد از بتهاى دست و پا شكسته، سؤال شود اين بلا را چه كسى بر سر آنها آورده است، نه از بت بزرگ؛ زيرا ضمير «هُم» و همچنين ضميرهاى «إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ» همه، به صورت جمع است و اين با تفسير اول سازگار است. «٣»
***
به هر حال، سخنان ابراهيم عليه السلام، بتپرستان را تكان داد، وجدان خفته آنها را