تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٥
به علاوه تعبير: لَعَلَّ: «شايد» متناسب با معنى دوم نيست؛ زيرا اگر مردم در برابر صحنه مجازات حضور يابند، طبعاً مشاهده خواهند كرد، شايد ندارد.
***
جارچيان در اطراف شهر، فرياد زدند هر كس از ماجراى خصومت ابراهيم عليه السلام و بدگوئى او نسبت به بتها آگاه است، حاضر شود، و به زودى، هم آنها كه از اين موضوع آگاه بودند، و هم ساير مردم اجتماع كردند تا ببينند كار اين متهم به كجا خواهد رسيد؟
شور و ولوله عجيبى در مردم افتاده بود؛ چرا كه از نظر آنها جنايتى بىسابقه توسط يك جوان ماجراجو، در شهر رخ داده بود كه بنيان دينى مردم محيط را به لرزه درآورده بود.
سرانجام محكمه و دادگاه تشكيل شد، زعماى قوم در آنجا جمع بودند بعضى مىگويند: خود «نمرود» نيز بر اين ماجرا نظارت داشت.
نخستين سؤالى كه از ابراهيم عليه السلام كردند اين بود: «گفتند: توئى كه اين كار را با خدايان ما كردهاى؟ اى ابراهيم»! «قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ».
آنها حتى حاضر نبودند بگويند: تو خدايان ما را شكسته، و قطعه، قطعه كردهاى، بلكه تنها گفتند: تو اين كار را با خدايان ما كردى؟
***
اما ابراهيم عليه السلام آن چنان جوابى گفت كه آنها را سخت در محاصره قرار داد، محاصرهاى كه قدرت بر نجات از آن نداشتند «گفت: بلكه اين كار را اين بت بزرگ آنها كرده! از آنها سؤال كنيد اگر سخن مىگويند»! «قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ».
اصول جرمشناسى مىگويد: متهم كسى است كه آثار جرم را همراه دارد، در