تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠
نادان داشتند، به طورى كه قرآن مىگويد: «همه آنها را قطعه، قطعه كرد، جز بت بزرگى كه داشتند»! «فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ».
و هدفش اين بود «شايد بتپرستان به سراغ او بيايند و او هم تمام گفتنىها را بگويد» «لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ». «١»
***
نكتهها:
١- بتپرستى در اشكال گوناگون
درست است كه ما از لفظ «بت پرستى» بيشتر متوجه بتهاى سنگى و چوبى مىشويم، ولى از يك نظر بت و بتپرستى مفهوم وسيعى دارد كه هر نوع توجه به غير خدا را، در هر شكل و هر صورت شامل مىشود.
و طبق حديث معروف: «هر چه انسان را به خود مشغول و از خدا دور سازد، بت او است»! (كُلَّما شَغَلَكَ عَنِ اللَّهِ فَهُوَ صَنَمُكَ)!
در حديثى از «اصبغ بن نباته» از ياران معروف على عليه السلام مىخوانيم: إِنَّ عَلِيّاً مَرَّ بِقَوْمٍ يَلْعَبُونَ الشَّطْرَنْجِ، فَقالَ: ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ؟ لَقَدْ عَصَيْتُمُ اللَّهَ وَ رَسُولَه!:
«امير مؤمنان على عليه السلام از كنار جمعى مىگذشت كه مشغول بازى شطرنج بودند، فرمود: اين مجسمهها (و بتهائى) را كه از آن جدا نمىشويد چيست؟
شما هم نافرمانى خدا كردهايد و هم عصيان پيامبر». «٢»
***