تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨
تعجب از ابراهيم عليه السلام اين سؤال را كردند.
***
اما ابراهيم عليه السلام صريحاً به آنها پاسخ «گفت: (آنچه مىگويم: جدّى و عين واقعيت است كه) پروردگار شما پروردگار آسمانها و زمين است» «قالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْا رْضِ».
«همان خدائى كه آنها را آفريده و من از گواهان اين عقيدهام» «الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَ أَنَا عَلى ذلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ».
ابراهيم عليه السلام با اين گفتار قاطعش، نشان داد آن كس شايسته پرستش است كه آفريدگار آنها، زمين و همه موجودات است، اما قطعات سنگ و چوب كه خود مخلوق ناچيزى هستند، ارزش پرستش را ندارند، مخصوصاً با جمله «وَ أَنَا عَلى ذلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ» اثبات كرد تنها من نيستم كه گواه بر اين حقيقتم، بلكه همه آگاهان و فهميدهها همانها كه رشتههاى تقليد كوركورانه را پاره كردهاند گواه بر اين حقيقتاند.
***
ابراهيم عليه السلام براى اين كه ثابت كند اين مسأله، صد در صد جدى است و او بر سر عقيده خود، تا همه جا ايستاده است و نتائج و لوازم آن را هر چه باشد با جان و دل مىپذيرد، اضافه كرد: «به خدا سوگند! من نقشهاى براى نابودى بتهاى شما به هنگامى كه خودتان حاضر نباشيد، و از اينجا بيرون رويد خواهم كشيد»! «وَ تَاللَّهِ لَا كِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ».
«أَكِيْدَنِّ» از ماده «كيد» گرفته شده كه به معنى طرح پنهانى و چارهانديشى مخفيانه است.
منظورش اين بود كه با صراحت به آنها بفهماند، سرانجام از يك فرصت