تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٣
دارد، بنابراين پرهيزكاران، ترسشان از خدا توأم با معرفت است.
و اما واژه «اشفاق» به معنى توجه و علاقه توأم با بيم است، مثلًا اين تعبير، گاه در مورد فرزندان يا دوستانى به كار مىرود كه انسان به آنها علاقه دارد ولى در عين حال از اين كه در معرض آفات و گزند هستند بيمناك است.
در واقع پرهيزكاران به روز قيامت بسيار علاقمندند، چون كانون پاداش و رحمت الهى است اما با اين حال از حساب و كتاب خدا نيز بيمناكند.
البته گاهى اين دو كلمه به يك معنى نيز استعمال شده است.
***
آخرين آيه مورد بحث، قرآن را در مقايسه با كتب پيشين قرار داده، مىگويد: «اين ذكر مباركى است كه ما بر شما نازل كرديم» «وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ».
«آيا شما آن را انكار مىكنيد» «أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ».
انكار چرا؟ اين كه ذكر است و مايه بيدارى، آگاهى و يادآورى شما است، اين كه كانون بركت است، خير دنيا و آخرت در آن است، و سرچشمه همه پيروزىها و خوشبختىها است.
آيا چنين كتابى، جاى انكار دارد؟ دلائل حقانيتش در خودش نهفته، نورانيتش آشكار است، و رهروان راهش سعادتمند و پيروز.
براى اين كه: بدانيم تا چه حدّ اين قرآن موجب آگاهى و مايه بركت است كافى است، حال ساكنان جزيره عرب را قبل از نزول قرآن، كه در توحّش، جهل، فقر، بدبختى و پراكندگى زندگى مىكردند، با وضعشان بعد از نزول قرآن، كه اسوه و الگوئى براى ديگران شدند در نظر بگيريم، همچنين وضع اقوام ديگر را قبل و بعد از ورود قرآن در ميان آنها.
***