تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢
راهىها، راه اصلى را پيدا كند، هنگامى كه راه خود را يافت، نور و روشنائى و ضياء مىخواهد تا مشغول حركت گردد، سپس در ادامه راه، گاه موانعى پيش مىآيد كه از همه مهمتر غفلت است، نياز به وسيلهاى دارد كه مرتباً به او هشدار دهد و يادآور و ذكر باشد.
قابل توجه اين كه: «فرقان» به صورت «معرفه» آمده و «ضياء» و «ذكر» به صورت «نكره»، و اثر آن را مخصوص متقين و «پرهيزكاران» مىداند، اين تفاوت تعبير، ممكن است اشاره به اين باشد كه معجزات و خطابهاى آسمانى، راه را براى همگان روشن مىكند، اما آنها كه تصميم بگيرند و از «ضياء و ذكر» استفاده كنند، همگان نيستند، تنها كسانى هستند كه احساس مسئوليت مىكنند و بهرهاى از تقوا دارند.
***
آيه بعد، اين «پرهيزكاران» را چنين معرفى مىكند: «آنها كسانى هستند كه از پروردگارشان در غيب و نهان مىترسند» «الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ».
«و از روز رستاخيز، بيم دارند» «وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ».
كلمه «غَيْب» در اينجا، دو تفسير دارد: نخست اين كه: اشاره به ذات پاك پروردگار است، يعنى با اين كه خدا از ديدهها پنهان است آنها به دليل عقل، به او ايمان آوردهاند، و در برابر ذات پاكش، احساس مسئوليت مىكنند.
ديگر اين كه: پرهيزكاران تنها در اجتماع و ميان جامعه، ترس از خدا ندارند، بلكه در خلوتگاهها نيز او را حاضر و ناظر مىدانند.
قابل توجه اين كه: در برابر خداوند، تعبير به «خشيت»، و در مورد قيامت تعبير به «اشفاق» شده، اين دو واژه گر چه هر دو به معنى ترس است، ولى به گفته «راغب» در كتاب «مفردات»، «خشيت» در جائى گفته مىشود كه ترس آميخته با احترام و تعظيم باشد، همانند ترسى كه يك فرزند، از پدر بزرگوارش