تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠
٤٤- ما آنها و پدرانشان را (از نعمتها) بهرهمند ساختيم، تا آنجا كه عمر طولانى پيدا كردند (و مايه غرور و طغيانشان شد)؛ آيا نمىبينند كه ما پيوسته به سراغ زمين آمده، و از آن (و اهلش) مىكاهيم؟! آيا آنها غالباند (يا ما)؟!
٤٥- بگو: «من تنها به وسيله وحى شما را انذار مىكنم»! ولى آنها كه گوشهايشان كر است، هنگامى كه انذار مىشوند، سخنان را نمىشنوند!
تفسير:
گوش اگر گوش تو ...
در آيات گذشته، ديديم مشركان و كفار، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را به باد استهزاء مىگرفتند، همان كارى كه عادت ديرينه همه جاهلان مغرور است كه واقعيتهاى مهم و جدّى را به شوخى و مسخره مىگيرند.
در نخستين آيه مورد بحث، به عنوان دلدارى پيامبر صلى الله عليه و آله و تسلّى خاطر او مىگويد: اين تنها تو نيستى كه مورد استهزاء واقع شدهاى «پيامبران قبل از تو را نيز استهزاء كردند» «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ».
«ولى سرانجام آنچه را از عذابهاى الهى به باد مسخره گرفته بودند، دامان استهزاء كنندگان را گرفت» «فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ».
بنابراين، غم و اندوهى به خود راه مده، و اين گونه اعمال جاهلان نبايد در روح بزرگ تو كمترين اثر بگذارد و يا در اراده آهنينت خللى وارد كند.
***
در آيه بعد مىگويد: نه تنها در برابر عذاب خدا در قيامت، كسى از شما كفار دفاع نمىكند، در اين دنيا نيز همين است: «بگو چه كسى شما را در شب و روز در برابر مجازات خداوند رحمان حفظ و نگهدارى مىكند»؟ «قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ