تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١
وسيعى است كه حتى بر ذات پاك خداوند اطلاق مىشود، چنان كه مىخوانيم:
كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ: «خداوند رحمت را بر خويش لازم كرده است». «١»
آنگاه اين كلمه در انسان يعنى مجموعه جسم و روح او به كار رفته است مانند: مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْا رْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً: «كسى كه انسانى را بدون اين كه قتلى انجام دهد يا فساد در زمين كرده باشد بكشد گوئى همه انسانها را كشته است». «٢»
و گاهى در خصوص روح انسان استعمال شده مانند: أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ: «فرشتگان قبض ارواح مىگويند: روح خود را خارج كنيد». «٣»
پيدا است منظور از «نفس» در آيات مورد بحث همان معنى دوم است بنابراين منظور بيان قانون كلى مرگ درباره انسانها است، و به اين ترتيب جاى ايرادى در آيه باقى نمىماند كه تعبير به نفس، شامل خداوند يا فرشتگان هم مىشود چگونه بايد آيه را تخصيص زد و اينها را خارج كرد. «٤»
بعد از ذكر قانون عمومى مرگ اين سؤال مطرح مىشود: هدف از اين حيات ناپايدار چيست؟ و چه فايدهاى دارد؟
قرآن در دنباله همين سخن مىگويد: «ما شما را با بدىها و نيكىها امتحان مىكنيم، و سرانجام به سوى ما باز مىگرديد» «وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ».
جايگاه اصلى شما اين جهان نيست، بلكه جاى ديگر است شما تنها براى دادن امتحانى در اينجا مىآئيد و پس از پايان امتحان و كسب تكامل لازم، به جايگاه اصلى خود كه سراى آخرت است خواهيد رفت.
قابل توجه اين كه: در ميان مواد امتحانى «شرّ» مقدم بر «خير» ذكر شده و