تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٠
ديگرى است، كه آن را «برهان فرجه» يا «تفاوت ما به الاشتراك، و ما به الامتياز» مىگويند.
در حديث ديگرى مىخوانيم «هشام بن حكم» از امام صادق عليه السلام پرسيد: مَا الدَّلِيْلُ عَلى أَنَّ اللَّهَ واحِدٌ؟ قالَ: إِتِّصالُ التَّدْبِيْرِ وَ تَمامُ الصُّنْعِ، كَما قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: لَوْ كانَ فِيْهِما آلِهَةً إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا:
«چه دليلى بر يگانگى خدا وجود دارد؟
فرمود: پيوستگى و انسجام تدبير جهان، و كامل بودن آفرينش، آن گونه كه خداوند متعال فرموده: لَوْ كانَ فِيْهِما آلِهَةً إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا: «اگر در آسمان و زمين، خدايانى جز او بودند جهان به فساد كشانده مىشد». «١»
***
پس از استدلال در آيه پيش بر توحيد مدبّر و اداره كننده اين جهان، در آيه بعد، مىگويد: «او آن چنان حكيمانه جهان را نظم بخشيده كه جاى هيچ ايراد و گفتگو در آن نيست آرى هيچ كس بر كار او نمىتواند خرده بگيرد، و از آن سؤال كند، در حالى كه ديگران چنين نيستند و در افعالشان جاى ايراد و سؤال بسيار است» «لايُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ».
گر چه در تفسير اين آيه، مفسران سخن بسيار گفتهاند، ولى آنچه در بالا گفته شد از همه نزديكتر به نظر مىرسد.
توضيح اين كه: ما دو گونه سؤال داريم، يك نوع سؤال، سؤال توضيحى است كه انسان از مسائلى بىخبر است و مايل است حقيقت آن را درك كند، حتى با علم و ايمان به اين كه كار انجام شده، كار صحيحى بوده، باز مىخواهد نكته اصلى و هدف واقعى آن را بداند.