تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١
درهم شكستيم» «وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً».
«و بعد از آنها قوم و جمعيت ديگرى را به روى كار و به ميدان آزمايش آورديم» «وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ».
با توجه به اين كه «قَصَم» به معنى شكستن توأم با شدت است و حتى گاهى به معنى خرد كردن آمده، و با توجه به اين كه: تكيه روى ظلم و ستمگرى اين اقوام شده، نشان مىدهد: خداوند شديدترين انتقام و مجازات را در مورد اقوام ظالم و ستمگر قائل است.
ضمناً به اين معنى اشاره مىكند كه: اگر تاريخ گذشتگان را مورد بررسى قرار دهيد، خواهيد دانست، تهديدهاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله شوخى و بىحساب نيست، واقعيت تلخى است كه بايد دقيقاً به آن بينديشيد.
***
آنگاه، شرح حال آنها را به هنگامى كه دامنه عذاب در آبادى آنها گسترده مىشد، و وضع بيچارگى آنان را در مقابل مجازات الهى مشخص مىكند، مىگويد: «آنها هنگامى كه احساس كردند عذاب الهى مىخواهد دامنشان را بگيرد، پا به فرار گذاردند» «فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ». «١»
درست همانند يك لشگر شكست خورده كه شمشيرهاى برهنه دشمن را پشت سر خود مىبيند، به هر سو پراكنده مىشوند.
***
اما به عنوان توبيخ و سرزنش به آنها گفته مىشود: «فرار نكنيد و بازگرديد به سوى زندگانى پرناز و نعمتتان! و به سوى كاخها و قصرها و مسكنهاى پرزر و