تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧
اگر اندرزهاى پىدرپى در آنها مؤثر نيفتاد، صفحه زمين را از لوث وجودشان پاك سازيم.
پيدا است منظور از: وَ مَنْ نَشاءُ: «هر كه را بخواهيم» خواستنى است كه بر معيار ايمان و عمل صالح دور مىزند، و نيز روشن است، منظور از «مسرفان» در اينجا كسانى هستند كه در مورد خويشتن و جامعهاى كه در آن زندگى داشتند، از طريق انكار آيات الهى و تكذيب پيامبران اسراف كردند.
لذا در جاى ديگر قرآن مىخوانيم: كَذلِكَ حَقّاً عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ: «اين گونه بر ما حق و لازم بود كه مؤمنان را نجات دهيم». «١»
***
در آخرين آيه مورد بحث، در يك جمله كوتاه و پرمعنى، به اكثر ايرادهاى مشركان مجدداً پاسخ داده مىگويد: «ما بر شما كتابى نازل كرديم كه وسيله بيدارى شما در آن است آيا تعقل نمىكنيد»؟! «لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلاتَعْقِلُونَ».
هر كس آيات اين كتاب را كه مايه تذكر، بيدارى دل و حركت انديشه و پاكى جامعهها است، بررسى كند به خوبى مىداند يك معجزه روشن و جاويدان است، با وجود اين معجزه آشكار، كه از جهات مختلف آثار اعجاز در آن نمايان است (از جهت جاذبه فوق العاده، محتوا، احكام و قوانين، عقائد و معارف و ...) آيا باز در انتظار ظهور معجزه ديگرى هستيد؟
كدام معجزه، بهتر از اين مىتواند حقانيت دعوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را ثابت كند؟!
از اين گذشته، آيات اين كتاب فرياد مىزند، سحر نيست، واقعيت است با