تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦
فِي الْا سْواقِ:
«چرا اين پيامبر غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود»؟! «١»
جمله «ما كانُوا خالِدِينَ» نيز تكميلى بر همين معنى است؛ چرا كه مشركان مىگفتند: خوب بود به جاى بشر، فرشتهاى فرستاده مىشد، فرشتهاى كه عمر جاودان داشته باشد، و دست مرگ به دامان او دراز نشود!
قرآن در پاسخ آنها مىگويد: هيچ يك از پيامبران پيشين عمر جاويدان نداشتند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله داشته باشد.
بدون شك- همان گونه كه بارها گفتهايم- رهبر انسانها بايد از جنس خودشان باشد، با همان غرائز، عواطف، احساسها، نيازها، و علاقهها، تا دردهاى آنها را لمس كند، و بهترين طريق درمان را با الهام گرفتن از تعليماتش انتخاب نمايد، تا الگو و اسوهاى براى همه انسانها باشد و حجت را بر همه تمام كند.
***
پس از آن به عنوان تهديد و هشدارى به منكران سرسخت و لجوج، چنين مىگويد: ما به پيامبرانمان وعده داده بوديم آنها را از چنگال دشمنان رهائى بخشيم و نقشههاى آنها را نقش بر آب كنيم، آرى «ما سرانجام به اين وعده خود وفا كرديم و صدق آن را آشكار ساختيم، آنها و تمام كسانى را كه مىخواستيم نجات داديم و مسرفان را هلاك نموديم»! «ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ وَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ».
آرى، همان گونه كه سنت ما انتخاب كردن رهبران بشر، از ميان افراد بشر بود، اين هم سنت ما بود كه در برابر توطئههاى مخالفان از آنها حمايت كنيم و